حميد احمدى
110
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
ديد كه از گمراهكنندگان بهعنوان بازوى خود استفاده كنم » . « 1 » امام على عليه السلام در دستورى حكومتى به مالك اشتر توصيه مىكند كه در برخورد با مردم و تعامل امور حكومت صادقانه عمل كند و به گفتگو بپردازد : اگر رعيت بر تو گمان ستم بُرد ، عذر خود را آشكارا با آنان در ميان بگذار و با اين كار آنان را از بدگمانىشان خارج ساز . « 2 » 5 . مدارا با مردم ( مردمدارى ) برخورد امام عليه السلام با مردم و حتى انتظار ايشان از آنان در تكاليف اجتماعىشان ، با مدارا و نرمش همراه بود . به فرمانداران و مأموران حكومتى توصيه مىكرد كه در برخورد با مردم از در انصاف و صبر و شكيبايى درآيند و در برآوردن نيازها و خواستههاى عمومى بكوشند ؛ زيرا حكومت و دولت بدون پشتوانه مردم به شكست مىانجامد . از ديگر سوى ، تكريم مردم و پاسداشت حرمت انسانى آنان نيز مورد توجه و اهتمام حضرت بود ؛ چنانكه به مأموران حكومت سفارش مىكند : با مردم از در انصاف درآييد و در برآوردن حاجتهاى آنها شكيبايى ورزيد . شما نگهبان گنجهاى مردميد و نمايندگان ملت هستيد و سفيران پيشوايان ؛ حاجت كسى را ادا ناكرده نگذاريد و او را از آنچه مطلوب اوست ، بازمداريد . . . . دست به مال كسى دراز نكنيد ، چه آن كس مسلمان باشد ، يا هم پيمان با آنها . « 3 » مردم در نظر او تا آنجا اهميت مىيابد كه اعلام مىدارد از هرگونه اذيت و آزارى كه سپاهيان و مأموران دولت به مردم روا دارند ، بيزارم . ايشان حتى مىنويسد كه هر كس از برخورد اينان شكايتى دارد ، به من مراجعه كند : من سپاهيان را فرستادهام كه به خواست خدا بر شما خواهند گذشت و آنچه خدا بر آنان واجب داشته ، به ايشان سفارش كردهام ، از نرساندن آزار و بازداشتن گزند ، و من به موجب تعهدى كه در برابر شما دارم ، از آزارى كه سپاهيان به مردم رسانند ، بيزارم . من در ميان سپاه شما جاى دارم ؛ پس شكايتهايى را كه داريد ، به من برسانيد . « 4 »
--> ( 1 ) . نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، ص 52 ؛ ابومحمد احمد بن اعثم كوفى ، الفتوح ، ج 2 ، ص 392 . ( 2 ) . گردآورنده محمد بن حسين ( سيد رضى ) ، نهجالبلاغه ، ترجمه سيدجعفر شهيدى ، نامهء 53 . ( 3 ) . همان ، نامه 51 . ( 4 ) . همان ، نامه 60 .